|
معني
هون دوك چيست؟
حروف چيني "هون " تركيبي است از
دو حرف كه يكي به معناي "كلمه" و ديگري به معناي رودخانه ميباشد. از اينرو
"هون" به معناي رودخانة كلام است. رودخانه زبالهها و آلودگيها را حل كرده
و شستشو داده و آنها را به جريان مياندازد. به عبارت ديگر ما از طريق "هون
دوك" به توبه نشسته و گناهان مان شسته و پاك خواهند شد. رودخانه صرف نظر از
ارتفاع آب در بسترش، هميشه در يك سطح در جريان است و بنابراين در مقام
برابر كننده قرار ميگيرد. به همين شكل "هون دوك" مردم برگزيده را هم سطح
مي سازد. (شربت مقدس بركت را هم سطح مي سازد، بركت چهار مقدس و سي
جنايتكار، پادشاهي بهشتي و جهنم را برابر ميسازد و كتاب راهنماي تدريس اصل
الهي، مدرسين را هم سطح ميسازد.)
حروف چيني "دوك" تركيبي است از
دو حرف كه يكي به معناي كلمه و ديگري به معناي فروختن ميباشد. از اينرو
"دوك" به معناي فروختن يا ارائه كلام است.
در حين اجراي "هون دوك" احساس
ميكنيد كه به اعماق فرو مي رويد، اينطور نيست؟ ايمان شما از اين طريق ريشه
گرفته و برپا خواهد شد. افراد مصمم در حين هون دوك احساس ميكنند كه خونشان
بجوش ميآيد. از طريق هون دوك مسيحيان از ما پيروي خواهند كرد، دانشپژوهان
به حيرت فرو خواهند رفت و تحول بزرگي در انجمنها روي خواهد داد.
گردهماييهاي "هون دوك" براي اعلان ظهور والدين راستين، اعلان عشق راستين،
برپايي فرهنگ عهد تكميل شده و برپايي خانواده ميباشد. مطالب "هون دوك"
بسان باران بهاري تمامي وجود شما را خيس خواهد كرد اگر آن را پي در پي
انجام دهيد، در غير اين صورت بين خيسي و خشكي خواهيد بود، بدون اينكه فرصت
كافي براي كلام وجود داشته باشد تا وجود شما را بطور كامل خيس كند. شما
بايد كاملا در كلام غوطه ور و خيس شويد تا بتوانيد با دنياي روح مرتبط
بشويد.
اصل الهي تا دوره و زمان عيسي
تدريس كرده است و اكنون كلام "هون دوك" بايد به آن افزوده شود. "هون دوك"
مطالبي را آموزش ميدهد كه در اصل الهي سخني از آن به ميان نيامده است.
زماني كه اين كلام به صد هزار نفر منتقل شده و به آنها آموزش دهد موج بزرگي
در سطح كشور كره بوجود خواهد آورد. در كشور ژاپن تدريس اصل الهي را برپا
داريد، خانم گيل جا سا و ديگر مدرسين به اين كشور مي روند تا نحوة تدريس
خواندني از طريق كتاب راهنما را آموزش دهند.
اگر شما سخني محاورهاي را به
سخني ادبي تغيير دهيد، قادر به ايجاد ارتباط قلبي نخواهيد بود، چنين چيزي
كلام من نيست. اگر از شما موضوعي را پرسيدند، در پاسخ بگوييد در اين كتاب
آمده است،........ نه اينكه از كلام خودتان استفاده كنيد. با بيان اين مطلب
كه دستيابي به پاسخ نياز به زمان دارد، به آنها بگوييد كه براي يافتن آن به
كتاب مراجعه كنند.
اصل الهي همه چيز نيست، زيرا فقط
كلام بازسازي است. تمامي كلام "هون دوك" پيروزيهاي ثبت شدة من بر عليه
شيطان ميباشد. پيروزي! "هون دوك" تاريخچة سنت است. تا زمان تحقق حوزة جهاني
آزادي، ما ميبايست خود را بعنوان يك حوزة رابطهاي برپا نموده و حفظ كنيم،
جايي كه بتوانيم اين فلسفة سنتي را در زندگي خود بكار گرفته وخود را بطور
جدي مورد بررسي قرار دهيم. آيا تمامي موارد پيمان خانواده را به خاطر سپرده
و بر اساس آن به انتقاد ميپردازيد؟ هون دوك را اجرا نموده و آن را در
زندگي خود بكار گيريد. وقتي به آنجا برسيد (كه احساس كنيد) كه پدر در آن
زمان تنها بود و پيروان او بسيار كم بودند، غرق در اشك خواهيد شد. اين
موضوع چقدر منطقي و مملو از افسون ادبي است! سيصد و شصت ميليون زوج از طريق
هون دوك آموزش خواهند
ديد
آيا ميبينيد كه ( هون دوك)
چگونه مسائل را به طور جالب تشريح ميكند؟ در آن زمان من چنان مشتاق بودم
از اينكه ميتوانستم فقط با تعداد كمي از افراد سخن بگويم! چه بدبختي بود!
به قلب مملو از غم و اندوه (من) در آن زمان بيانديشيد! شما غرق در اشك
خواهيد شد بدون اينكه متوجه باشيد كه دليل آن ايجاد ارتباط قلبي شما با
دنياي هون دوك ميباشد. هون دوك داراي چنين قدرتي است. بعبارت ديگر داراي
الكتريسيته مي باشد، هيچيك از ديگر سخنان بشري قادر به انجام چنين چيزي
نيست.
من بين مرگ و زندكي هستم و شما
نميدانيد كه من چه زماني كشته شده و خواهم افتاد. من بايد قبل از چنين
اتفاقي تمامي كلام را ارائه دهم. اين كلام بهشتي است و در هيچ نقطهاي از
دنيا نميتوان آن را يافت، به همين خاطر دنياي روح بر اساس اين كلام كار
بازسازي را در تمامي گوشه و كنار دنيا به پيش ميبرد. شما بايداز ميزان
جديت اين كلام آگاه باشيد. هون دوك كلامي نيست كه به جريان افتاده و پس از
لحظاتي محو شود، بلكه درسي پايانناپذير براي آيندگان است. من بايد كلام را
آنچنان از خود بجاي بگذارم تا در نبود من باقي و پابرجا بماند. اين كلام با
ارزش آن است كه شما امروز با آن هون دوك را اجرا مينمائيد
به چه خوبي سازماندهي شده، اصولي
و با قاعده است. اين كلام كه داراي قدرتي است كه هيچ كسي را ياراي انكار آن
نيست، با انواع پستيها و رفتارهاي ناپسند مواجه شده است.
شما بايد بر اساس مطالب سخنراني
مادر راستين از تمامي زنان بركت گرفته نهضت هماهنگ مدرس بسازيد. "گيل جا
سا" متوجه شدي؟ تا مردم بتوانند با توجه به كتاب راهنما هون دوك انجام
دهند. همة آنها را به مدرس مبدل كن. به مردها اعتماد نكن، بسياري از آنها
در مسير فرعي در حركت هستند. آنها سعي دارند تا درجة تحصيلات دانشگاهي خود
را بفروشند. هيچوقت در نهضت هماهنگ چنين اعمالي را انجام ندهيد
تصاوير و مثالهاي مورد نياز براي
تدريس را از اصل الهي و سخنان من بر گيريد. دنياي روح چنين ميكند. آيا چيزي
را كه شما به كلام من ميافزاييد شما را به وراي كلام من خواهد برد؟ اگر
چنين كنيد نابود خواهيد شد، و آن وقت تمامي اعضاء را از دست خواهيد داد.
مثالي از سخنان پدر
هدف سه مفعول اگر در ارتباط با
عشق تشريح شود، بسيار ساده خواهد بود:
- اگر خدا پدر بزرگ باشد، آنگاه
وحدت (در منشاء، تقسيم، وحدت) نوه خواهد بود. وقتي نوه از پدربزرگش بخواهد
كه او را بر پشتش سوار كند و پدربزرگ آن درخواست را اجرا نمايد، آنگاه نوه
زوج فاعلي و پدربزرگ زوج مفعولي ميشود. اين موضوع در مورد زن و شوهر نيز
صادق است. وقتيكه زن از شوهر خود بخواهد كه شانههاي او را ماساژ دهد و
شوهر آرزوي او را برآورده نمايد، زن در مقام زوج فاعلي و مرد در مقام زوج
مفعولي قرار ميگيرند. از اينرو سه هدف مفعولي به معناي يگانگي عشق است
- وقتيكه آنها در عشق يكي شدند،
مادر از پدر تبعيت خواهد كرد، فرزندان از آنها پيروي كرده و خدا نيز چنين
خواهد كرد.
- اگر من از مسير ايمان مطلق و
عشق مطلق پيروي كنم.، زوج فاعلي شده و خدا از من پيروي خواهد كرد.
وقتي كه ابراهيم از خدا بركت
دريافت كرد، از معناي آن مطلع نبود. با اين وجود از فرمان خدا براي پيشكش
فرزندش تبعيت نموده و او را به بالاي كوه "مواب" برد. از ديدگاه قضاوت
امروزي به اين موضوع بيانديشيد. حتما فكر ميكنيد كه خدا ديوانه است.، اما
اين امر براي قضاوت تاريخ و آن عهد بود كه خدا به او چنان فرماني داد. اين
امر اجتناب ناپذير بود زيرا خدا ميبايست بر اساس پاية ابراهيم استاندارد
مطلقي را بوجود بياورد كه بدان وسيله نسلهاي آينده در شادي ابدي زندگي كنند
حتي اگر اين امر به قيمت انقضاع نسل ابراهيم تمام شود. اگر به واسطة سقوط
بشر خدا در پي محو نابودي آنها بود، شيطان از اين موضوع بعنوان پايهاي
براي حمله به بشريت استفاده ميكرد. از اين رو خدا با غلبة كامل بر شيطان و
جلوگيري از هر گونه حملهاي از جانب او ميبايست فرماني را صادر ميكرد. ما
بايستي بدانيم كه چون اشخاص مركزي در تمامي طول تاريخ نه تنها براي عهد خود
بلكه براي تاسيس استاندارد تاريخي مسئول بودهاند، متناسب با ماموريتشان مي
بايست با رنج و عذاب روبرو شوند. (سخنان رورند سان ميانگ مون، جلد
۱۴ صفحة ۲۹۲)
ماموريت زنان در عهد زنان
ميل و آرزوي خدا اين است كه يك
زن را بيابد، او براي يافتن مادر چقدر رنج و عذاب كشيده است. ما بواسطة
سقوط زن، شوهر و برادر بزرگ را از دست دادهايم. آدم پدر بشريت و همچنين
برادر بزرگ و شوهر بود. چون شيطان از اين موضوع سوء استفاده كرد، زنان در
طول تاريخ بخاطر عشق اشك ميريختند.
از آنجاييكه ژاپن مسئوليت خود را
به انجام نميرساند، فرزندان كشور مادر به همراهي نسل دوم بايد به بيرون،
به سراسر دنيا رفته و به آنها تولد دوباره دهند، همانطور كه يهوديان بواسطة
گناه قتل عيسي به زور به سراسر دنيا رانده شدند. اين شرط غرامت شما بواسطة
عدم انجام مسئوليتتان در ارتباط با بركت سيصد و شصت ميليون زوج است
شما بدون انجام مسئوليت در سطح
ملي، همچنان ميتوانيد به سراسر دنيا رفته و سعي در تاسيس پاية جهاني داشته
باشيد و بعد از آن با من ملاقات داشته باشيد. شكايت نكنيد كه من از زنان
شما سوء استفاده ميكنم، زيرا ميبايست كشور را بازسازي كنيم.
"اريكاوا" و "گيل سا جا" بايد
براي بسيج و آموزش ۲۲ هزار خواهر مسيونر ژاپني مسئوليت به عهده بگيريد. همة
آنها را با كتاب راهنما آموزش داده تا همگي مدرس بشوند. "گيل جا" بايد
مسئوليت به عهده بگيرد. (ششم فوريه ۱۹۹۹
ماموريت زنان
اميد من اين است كه ما متمركز بر
خانة عشق و خانوادة ايدهآل بتوانيم در تمامي كشورها، در سراسر دنياي جسمي
و در سراسر دنياي روح به آزادي دست يافته و اين امر به درستي در همان جو
عشق و محيط اصيل در آغاز آفرينش هدايت شود. بعبارت ديگر، خواست خدا و
والدين راستين اين است كه كوچكترين ردپا و نشانة شيطاني را محو كرده و
دنياي ايدهآل اصيل آفرينش را بنا نهند.
بايد آگاه باشيد كه اگر زنان
كرهاي در تمامي احزاب سياسي متحد شده و يك حوزة آزادي خانوادگي بوجود
آورند، يك روزه تمامي پادشاهان و سردمداران حكومتي در مقام بزرگ فرشته در
برابرشان زانو زده و ملتمسانه از آنها طلب بخشش خواهند كرد.
زمان آن فرا خواهد رسيد كه
مرداني كه از زنان در طول تاريخ سوء استفاده ميكردند، در برابر زنان زانو
زده تا غم و اندوه آنان را از بين برده و طلب بخشش كنند.
ما ميبايست ميوههاي فرهنگهاي
مسيحي كشور آمريكا و كشورهاي آمريكاي جنوبي را در كره بكاريم. از آنجاييكه
ميوهها ميبايست توسط هابيل و مادر در مركز آورده شده و حوا آن را بكارد،
اكنون محيط لازم از طريق سه مرحله شكل گرفته است كه در آن رهبران والاي
سياسي از مادر پيروي خواهند كرد.
به همين خاطر ما ميبايست
گردهمائي زنان شمال وجنوب را برپا كنيم. اگر اين امر انجام پذيرفته و با
گردهمائي زنان در سطح چهاني مرتبط شود، آنگاه پسر ارشد دنياي شيطاني عقب
نشيني كرده و دنياي آزادي و رهائي متمركز بر اختيارات هابيل و والدين
راستين و فرزندان راستين تمامي جهان را در بر خواهند گرفت.
ما به چهار مقدس و سي جنايتكار
بركت داده و به آنها ماموريت داديم كه به دنياي شيطاني حمله كنند. صلح
زماني فراخواهد رسيد كه ما به دشمن خود بركت دهيم. آنها ايمان، عشق مطلق را
به مرحلة اجرا درآورده و شيطان نميتواند به آنها نفوذ كند. (شيطان قبل از
سقوط وفادارترين وزير بود.) او به جايگاه خود باز گشته و خدا بطور كامل
آزاد خواهد شد. بركت افراد پليد بيشتر از بركت مقدسين خدا را آزاد نموده
است.
شيطان بطور كامل تسليم خواهد شد
زيرا چيزي چون بركت قابيل، كسي كه هابيل را به قتل رساند، در دنياي شيطاني
شنيده نشده است. دليلي وجود دارد كه ما راهي جز آزادي افراد پليد نداريم.
وقتيكه كسي جنايتي مرتكب شده و پاي دار برود، والدين او مشتاقانه در پي آن
خواهند بود كه به هر قيمتي كه شده او را نجات دهند. در مقابل چنين چيزي
شيطان كاملا تسليم است. او نيز بايد ايمان، عشق و اطاعت مطلق را به مرحلة
اجرا در آورد. شما ميتوانيد دنياي پليد را هضم كنيد اگر با كسي ازدواج
كنيد كه در بالاترين حد ممكن با نهضت هماهنگ مخالفت ميكند. والدين راستين،
والدين گذشته، حال و آينده هستند. و به همين خاطر ميتوانند به مردم گذشته
(انسانهاي در دنياي روح) بركت دهند
عشق راستين از طريق ايمان مطلق
كاشته خواهد شد، وقتيكه بذر عشق به شكوفه نشست، عشقي لايتناهي حادث ميشود
زيرا عشق راستين خود را بدون هيچ محدوديتي خود را فدا ميكند و از آنجاييكه
چنين چيزي به دنياي "نيستي مطلق" سوق خواهد يافت، تحول هستي باشكوه گشوده
شده و قدرت دروني عظيمي بوجود خواهد آورد. شما قادر خواهيد بود كه در يك
لحظه بسيار سريعتر از سرعت نور، صدها يا ميليونها كيلومتر حركت كنيد.
وقتيكه عشق راستين ظاهر شود، تمامي پنج حس در يك نقطه تمركز يافته و عمل
انفجار صورت خواهد گرفت. در اين صورت وقتيكه به كاري مشغول شويد، بايد به
گونهاي از آن لذت ببريد كه انگاري درگير ارتباط با اولين عشق خود هستيد.
وقتي شبانگاه از ماهيگيري برميگردم، به اين مي انديشم كه صبح روز بعد من
بايد اولين نفري باشد كه طلوع خورشيد را مي بيند.
ممكن است كه من مثل مردم معمولي
به نظر برسم اما سر و كار داشتن با من آسان نيست. هركسي براي درك من دشواري
خواهد داشت. من در حوزه كروي (شمال، جنوب، شرق و غرب ) حركت ميكنم، سخنان
من نيز در اين چهار جهت در حركت است، اگر من فقط در يك جهت مثلا شرق سخن
بگويم، مردم در جهت ديگر متوجه سخنان من نشده و مرا درك نخواهند كرد. زيرا
مردم معمولي كه در يك جهت هستند تنها همان جهت را ميشناسند. اما من در
نقطة مركزي در چهار جهت حركت مي كنم، به همين دليل قادر هستم كه به شما
گرمي داده و شما را شگفت زده سازم، جالب است. اگر وحشتزده شده باشيد فرار
خواهيد كرد، ايا از دست والدين خود فرار ميكنيد؟ هرچه بيشتر بدانيد به همان
اندازه كوچكتر خواهيد شد و وقتيكه به حد بي شكلي (نيستي مطلق، انكار خود)
رسيديد، بزرگ خواهيد شد.
تلاشهاي روحي (جان سانگ)
عبارت است از : شبانه روز درست مثل يك احمق يا ديوانه چيزي مشابه را بطور
مداوم تكرار كنيد، حتي زمانيكه هيچ نتيجهاي از آن دريافت نكنيد.
براي تاسيس مقام مادر در سطح
جهاني، من نام هفت كشور را- سه كشور پيروز در جنگ جهاني (آمريكا، انگليس،
فرانسه) و سه كشور بازندة جنگ (آلمان، ژاپن و ايتاليا) متمركز بر كره-
روزانه پنج بار (صبحگاه پس از برخاستن از خواب، قبل از هر وعده غذا و
شبانگاه قبل از به خواب رفتن) بمدت ۴۰ سال صدا زدم. بر اساس چنين پايهاي
بود كه او را در مقامش پرورش دادم. اگر غش كرده و بيهوش شوم اولين چيزي كه
بر زبانم بيايد نام آن هفت كشور است.
در دومين جلد از كتاب "عهد تكميل
شده و پادشاهي ايدهآل" توضيحات كاملي در بارة دنياي روح آمده است كه از
شما ميخواهم آن را مطالعه كنيد. وقتيكه دكتر سنگ هان لي بر روي زمين زندگي
ميكرد به دنياي روح اعتقاد نداشت، اما وقتي به دنياي روح رفت، شگفتزده
بود از اينكه چيزهايي را كه در آنجا ميديد، همانگونه بود كه من تشريح كرده
بودم و سپس با اجازة خدا مشاهدات و كشفيات خود را منتشر كرد.
دنياي روح يك دنياي منطقي است و
از انديشههاي پوچ و بيهوده تبعيت نميكند. آنجا يك دنياي كاربردي و عملي
است.... ما ميبايست زندگي ابدي را آموزش دهيم.
رورند مون هرگز نابود نخواهد شد
زيرا او يك فرد منطقي است. حتي بدترين شكنجهها نتوانسته مرا متوقف كرده از
بين ببرد. كسي كه با من مخالفت كرده است نابود خواهد شد.
بخاطر مخالفت مسيحيت با من، هر
ساله ۵۰ ميليون نفر به جهنم ميروند. آنها (مسيحيت) در شرف نابودي هستند.
آنهائيكه درك ميكنند براي مطالعة اصل الهي در خط اول قرار گرفتهاند.
مسيحياني كه مرا شكنجه ميكردند از جانب مسيحيان روشنفكر قضاوت شده و
بيرون رانده خواهند شد.
برابري شوهر و زن از طريق پيروزي
مادر ----- آزادي زنان
اين من بودم كه ميخها و تيغها را
از پاي مادر بيرون كشيدم و اين مادر بود كه ميخها و تيغها را از پاي زنان
بيرون كشيد. من برنامة آموزشي را آغاز ميكنم، زيرا آموزش مادر
آماده است. اصل الهي حامل عشق است، پادشاهان براي دريافت مادر
خواهند آمد. وقتي زنان عالي و ممتاز شوند، نمايندگان زن و رئيس جمهورهاي زن
را پرورش خواهند داد.
ما از طريق انعكاس زمين
ميتوانيم خورشيد را ببينيم، يك زن انعكاس ميباشد. از طريق مادر شما
ميتوانيد نور پدر را ببينيد. اين نور حتي در درههاي تنگ و تاريك زمين
خواهد درخشيد. در تاريخ بي سابقه بوده است كه شوهري بتواند به همسرش جايزه
اعطا كند. يا سازماني به والدين راستين مدال جايزه بدهد كه معنايش اين است
كه در ارتباطي متقابل با آنها قرار ميگيرند و اين بسيار جالب توجه است.
(در سي و هفتمين سالروز مخلوقات راستين – چهارم ژوئن ۱۹۹۹- در مراسم اعلان
پيروزي جهان شمول والدين راستين، مادر راستين جايزهاي از جانب پدر دريافت
كردند. همچنين كانون خانواده براي اتحاد و صلح جهاني به والدين راستين مدال
اهدا كرد.)
شما بايد كتاب "والدين راستين"
را صدها بار، هزاران بار بخوانيد تا قلبا آن را درك كنيد. سعي كنيد تا
معناي هر بخش آن را درك كرده و براي ديگر افراد بخشي كه شامل حال و احوال
آنهاست را بخوانيد. (سخنان پدر قبل از پرواز ايشان در هجدهم ژوئن
۱۹۹۹)
برگزيدة سخنان
پدر راستين در هن نم دونگ نهم تا بيست و نهم فوريه۲۰۰۰
در حين سخنراني، كلمات با طنين
دنياي روح از دهان من خارج ميشوند و من آنها را كلام خودم نميپندارم.
شما نبايد به دلخواه كلام من را
تصحيح كنيد. ديگر بطور مطلق از تدريس بر روي تخته سياه خوداري كنيد. تخته
سياههاي خود را جمع كنيد. شما بايد هون دوك اصل الهي با استفاده از كتاب
راهنما را انجام دهيد. اگر به دلخواه خودتان تدريس كنيد دنياي روح از آن
استقبال نخواهد كرد. زبالهها را با (كلام اصل الهي) قاطي نكنيد. با
استفاده از كتاب راهنما شما ديگر به تخته سياه نيازي نداريد. براي تسريع
بخشيدن به كار، بايد نكات اصلي گردآوري كنيد. شما بايد خودتان را در خواندن
كتاب آموزش دهيد. اصل الهي را مطالعه نموده و با استفاده از كتاب راهنما،
هون دوك انجام دهيد. با استفاده از تخته سياه تدريس نكنيد. شما تدريس
اينچنين را حتي بعد از ده بار شنيدن فراموش خواهيد كرد. براي من، حتي اگر
يك كلمة هون دوك به اشتباه استفاده شود جسم من متوجه ميشود زيرا نبرد با
شيطان را تجربه كردهام. اصلاح كردن و حذف كردن از كلمات من مثل آن است كه
انگشتي از دستم را قطع كنيد. تدريسات شما حاوي جنبههاي شخصي خود شما است،
ولي من داراي جنبة شخصي نيستم.
به شما اخطار ميدهم كه هرگز
مطابق ميل خود در كلام و سخنان من دست نبريد. مردم داراي احساسات هنري،
ادبي و هيجاني هستند و ما بايد اين احساسات را استيناف كنيم. به همان صورت
كه موسيقي از قانون هماهنگي پيروي ميكند شما نمي توانيد چيزها را بنا به
خواست خودتان و در مسير خودتان هدايت كنيد
بنابراين تدريس را به شكل هون
دوك انجام دهيد. نكات اساسي اصل الهي را بيرون كشيده ، آنها را سازماندهي
كرده و با آن هون دوك انجام دهيد. (در غير اينصورت وجود خود شما مور مور
مي شود.)
تدريس اصل الهي را در ۳ ساعت به
پايان برسانيد. اگر بيانديشيد كه شما بهترين مدرس هستيد، دنياي روح از آن
استقبال نخواهد كرد. چه چيزي دنياي روح و زمين را متحد خواهد ساخت؟ تنها
كلام خدا و والدين راستين. تنها آنها همه چيز را برابر خواهند كرد. اصل
الهي مهم است ولي من از اصل الهي مهمتر هستم. با تدريسات بر اساس روش
خودتان ۴۰
سال سپري شده است.
دانش آموزان دبستان نيز
ميتوانند كتاب راهنما را آموزش ببينند. وجود و نفس شما ننگين و لكه دار
است، بنابراين اگر وجود شما در آنجا ( در تدريس) باشد، شيطان نيز وارد
خواهد شد. بر اين اساس اگر رنگ خود را در آن احساس كرديد، آن را مثل آب
دهان به بيرون بياندازيد. شما زماني بقا خواهيد داشت كه كلام من را
برافرازيد.
شما گفتيد از آنچه كه ميگويم
واقف نيستيد. در گذشته وقتي كه از مرحوم رورند يو خواستم كه يك صفحه از
سخنان مرا ترجمه كند، نتوانست آن را به انجام برساند. او فقط كلمات را
ترجمه كرد اما قادر نبود كه به عمق رفته و معني سه بعدي آنها را دريابد، به
همين خاطر سرش را به پايين انداخت.
وقتيكه برنامه دارم در جائي
سخنراني كنم، بعضي از رهبران پيشنهاد مي كنند تا متن سخنراني را براي من
بنويسند. آيا بايد سخنانم را از روي دست نوشتة آنها بخوانم؟
گيل جا! كتاب راهنما را منتشر
كن. هر عضو نهضت بايد يك مدرس اصل الهي بشود. از گيل جا پيروي كنيد، تمامي
برادران نيز بايد از او پيروي كنند. براي هون دوك آماده شويد، من
دستورالعمل ديگري براي شما ندارم و چيز ديگري ندارم كه به شما نشان بدهم.
يك آتش مقدس آغاز خواهد شد، ما ميبايست از زنان (در تدريسات) استفاده
كنيم.
همچنين براي مدرسين در ژاپن، از
آنها بخواهيد تا هون دوك را به زبان كرهاي انجام بدهند. اين امر را به محض
ورود به ژاپن انجام بده. (پدر با رورند داي هيانگ يو مسئول خانواده در ژاپن
سخن ميگفت.)
آموزش اصل الهي را از افراد
دوازده سال شروع كنيد. تنها پس از اين قادر خواهيم بود كه دنياي روح را
بسيج كرده و جهنم را آزاد كنيم. از هيچ چيز ديگر بجز كلام من سخن نگوييد.
تنها در آن زمان شما از قضاوت دنياي روح در امان خواهيد بود و من در آرامش
خواهم بود. چه اتفاقي ميافتاد اگر چهل يا پنجاه سال پيش چنين كرده بوديم.
حفظ و تداوم نشستهاي هون دوك،
شما را به پادشاهي بهشتي هدايت خواهد كرد. شما بايد شبيه والدين راستين خود
بشويد زيرا خون آنها را دريافت كرده ايد. زنان شهر و روستا را گرد هم آورده
و به آنها هون دوك بدهيد. ما بايد گرمتر از كمونيستها هون دوك را اجرا
كنيم. براي جذب آنها كلام من حاوي انرژي روحي است و بدينسان آنها از شما
پيروي خواهند كرد حتي اگر شما مانع چنين كاري شويد. كلام من يك كتابچة
راهنماي ابدي است. من از طريق الهامات الهي به شما تدريس كرده و خط مشي
ارائه ميدهم و از اين طريق تاريخ اسرار آميز گشوده خواهد شد. به همين دليل
شيطان قادر نيست در آن دست ببرد.
اگر خطائي مرتكب شويد اجدادتان
شما را از ميان خواهند برد. بنابراين بايد هون دوك اصل الهي انجام دهيد.
عهد آزادي زنان فرارسيده است. تا
به اين زمان خدا قادر به ورود نبود چون مادر در انجام مسئوليتش شكست خورده
بود و قابيل و هابيل با هم به جنگ پرداختند و اين مسئله
۶۰۰۰ سال ادامه داشته است. پدر به دنبال
از دست رفتن مادر و پسران و دخترانش در اشك بوده است. اكنون ما از ناجي در
ظهور دوباره برخوردار هستيم. ما قادر نبودبم كه فرياد جاويد باد برآوريم.
اكنون آن مردم توانا بايد گرد هم جمع آمده و براي خدا، والدين راستين، نهضت
هماهنگ و آزادي خدا جاويد باد (مان سه اي) بگوييد.
ما بايد از طريق زنان (و با
استفاده از كتابهاي هون دوك و خواندن كتاب راهنماي تدريس) به مردم آموزش
دهيم. همچنين ميبايست جوانان را از طريق همسران (زنان) آموزش دهيم. تنها
زنان براي دستيابي به بازسازي كامل بسنده نيستند، بلكه بايد به فرزندان نيز
آموزش دهيم. مادر و فرزند بايد يكي شده و براي بازسازي كار كنند. شما بايد
تجسم روح هون دوك بشويد. زنان بايد براي توقف كمونيستها بسيج شوند.
در بين چهل ميليون شهروند
كرهاي، بيست ميليون زن هستند و اگر آنها شروع به دويدن كنند، كسي در مقابل
آنان ياراي مقاومت نخواهد داشت. وقتي هزار راس گاو شروع به دويدن كنند، يك
ببر در برابر آنان قادر به حركت نخواهند بود. بنابراين به بيرون برويد و در
شهر و روستاي خودتان كلام را به همه برسانيد. حتي در كوهها فرياد جاويد باد
سر دهيد. با اين شعار بر لبانتان: "اتحاد دنيا و كرة شمالي و جنوبي از طريق
عشق راستين ممكن ميشود" به هر جا رفته فرياد بزنيد.
زنان بعنوان بخشي از وجود
مادر(راستين) به سطح كمال نائل آمده اند در حالي كه مردان هنوز در مقام
بزرگ فرشته هستند. به همين دليل مردان بايد به زنان گوش فرا دهند.
بسان دهة هفتاد زنان بايد سه بار
بسيج شوند. تنها در اين صورت مقام و جايگاه مادر مورد محافظت قرار گرفته و
همه چيز سازماندهي خواهد شد. زنان بايد دختران و پسران را در مقام نمايندة
خودشان متحد كنند. شما بايد دوباره مقام مادر را بدست آوريد. پسران و
دختران بايد يكي شده و به جهان اعلام كنند كه "مادر ما يك نمايندة جهاني
است."
آموزش زنان حق انحصاري رورند مون
ميباشد. براي آموزش فرزندان، ما (نخست) بايد زنان دنيا و زنان كره را
آموزش دهيم. از آنجائيكه يك مادر و يك پسر آدم را از باغ عدن بيرون راندند،
از طريق ناجي كه با قدرت عشق ميآيد، مادر بايد يك الگوي ابدي بعنوان زن
عشق راستين در برابر خدا و بشريت بر پا كند و بدين وسيله خانواده، كشور و
دنياي ايدهآل را تاسيس نمايد.
اگر شما خودتان را كاملا انكار
كرده و متمركز بر خدا رفت و آمد، خورد و خوراك و خواب داشته و در ارتباطي
متقابل با او قرار بگيريد، او همواره از شما حمايت خواهد كرد و شيطان
توانائي دست زدن به شما را نخواهد داشت.
جنبة ابديت وجود نخواهد داشت،
وقتي كه شما به خودتان خدمت ميكنيد، ابديت در روابط داد و دريافت براي
ديگران وجود دارد
خدا را مغز و عشق خود كنيد، اگر
او به شما بدهي خود را نپردازد، به فرزندان شما پرداخت خواهد كرد.
در اين آرزو نباشيد كه در نهضت
هماهنگ از شغل و حرفة موقتي برخوردار باشيد. در اينصورت دربهاي دنياي روح
بر روي شما بسته خواهد شد. در مورد من هم همينطور بود، من باقي ماندم چون
هميشه در عقب (پشت صحنه) ايستادم بدون اينكه نيازي داشته باشم تا به جلو
بيايم (مطرح شوم)!
كانون جهاني والدين راستين! به
اين معنا است كه تنها يك والدين راستين وجود دارد. همه از جمله خدا و تمامي
مخلوقات بايد كلام والدين راستين را بر سر بگذارند.! (زير چتر والدين
راستين قرار گيرند.)
خانواده به واسطة والدين راستين
برپا ميشود.
آدم چهارم به وراي حوزة قضاوت
شيطان رفته است و اكنون زمان اختيار كامل والدين راستين فرا رسيده است.
زنان بايد به بالا به مقام مادر صعود كنند، شوهرانشان در مقام بزرگ فرشته
هستند.
اكنون ماموريت ما باز يافتن
كشورمان است.
نهضت زنان = حواي بازسازي شده،
كانون خانواده = قابيل بازسازي شده. ما بايد زنان را بگونهاي آموزش دهيم
كه الگوئي براي جهان باشند.
ما بايد زنان را وادار به كار
(بازسازي) كنيم، آنقدر كه از رمق بيافتند! اين بهترين هديهاي است كه پدر
ميتواند به آنها بدهد، اين امر براي اهداي مقام مادر به آنها است. والدين
راستين زنان را براي نجات دنيا بسيج ميكنند.
برگزيدهاي از سخنان پدرراستين
اصل الهي بايد اساس زندگي ما شده
و بطور عمومي پذيرفته گردد. اصل الهي نهضت هماهنگ بسان پلي براي يافتن
ايدهآل و دنياي عشق گمشدة ما است.
ما بايد اصل الهي را مطالعه
كنيم.
لوحة سنگي در نهضت هماهنگ اصل
الهي است. در واقع اصل الهي لوحههاي سنگي رستاخيز شده ميباشد. به همين
دليل شما بدون آگاهي از اصل الهي نميتوانيد به رستگاري نائل شويد. همچنين
شما بايد اصلي را كه از آن آگاهي داريد به مرحلة اجرا در آوريد
شما بايد احساس گناه كنيد از
اينكه در دورة نوجواني خود اصل الهي را تا حد ذوب شدن استخوانهايتان مورد
مطالعة قرار ندادهايد. من براي كشف آن سختي زيادي تحمل كردم و اگر شما با
قلبي قدردان و داشتن احساسي براي ده بار بيشتر كار و تلاش داشتن، آن را
مطالعه ميكرديد، در زمينة اصل الهي چيزي وجود نميداشت كه شما از آن اگاهي
نداشته باشيد. اينكه بگوئيد از آن آگاهي نداريد بسنده نيست.
حقيقتي باقي ميماند كه تاريخ
غمانگيز خدا و بشريت را بر همگان آشكار ميكند، همچنين بايد قادر باشد كه
بخاطر عيسي و تمامي آناني كه به جهنم رفتهاند شما را به گريه وا دارد.
پس از درك اصل الهي، من تمامي
زندگيم را براي آن فدا كردم. ايدهآلي كه در هر كلام اصل الهي آشكار
ميشود، بطور تصادفي بدست نيامده است بلكه عناصر جهان شمولي هستند كه با
كوهي از طلا نميتوان آن را خريداري كرد.
چون ماموريت و مسئوليت من منظم
كردن جهان است، اگر در كشف اصل الهي شكست ميخوردم، در واقع در دستيابي به
هدف تولدم بعنوان يك انسان شكست ميخوردم و به اين خاطر تمامي ابناء بشري
به سياه چالهاي مرگ سقوط مي كردند. من اينگونه مصمم شده بودم.
مردم گذشته از جمله خانوادة نوح
به اين حقيقت واقف نبودند و چون اكنون ما از آن اگاه هستيم، بايد از آن
پيروي كرده و در مقام خدا بايستيم، اگرچه خدا از تمامي اين مسائل آگاه بود
اما توانائي بيان و انتقال آن به مردم را نداشت (زيرا همة آنها به جاي
دستيابي به مقام فرزند، خدمتكار شده بودند.)
شما بايد از طريق اصل الهي به
اين حقيقت برسيد. خدا آنها را در آن مقام قرار داد و منتظر ماند تا آنها را
با اردة خودشان بسوي او باز گردند. چقدر خدا ميخواست به آنها آموزش دهد!
اما وقتيكه نميتوانست چنين كند چقدر نا اميد كننده و دردناك بود!
هون گيا گيانگ (صفحة
۳۳ تا ۳۴)
اكنون كه بسان مردمي كه
ميتوانند خدا را پدر راستين بخوانند، ما بايد قادر باشيم از كلام خدا سخن
بگوييم. هرجائيكه كلام خدا سرازير شد، در آنجا نتايج خوب، اثار احياء و
رستاخيز و اعمال بازآفريني حاصل شده است. بدينسان ما بايد مردم كلام بشويم،
كسانيكه بتوانند پليدي را محو و نابود كرده، تلاش براي احيا و رستاخيز را
از سر گرفته و قدرت بازآفريني را به اجرا درآوريم. پادشاهي بهشتي مكاني است
كه مردمي اينچنين با يكديگر در آن زندگي ميكنند.
شما بايد بيانديشيد كه كلامي را
كه بيان ميكنيد كلام خودتان است يا كلام سروري است كه به او خدمت ميكنيد.
همچنين بايد به اين نكته بيانديشيد كه آيا در مقامي هستيد كه بتونيد كلام
سرور را به رخ ديگران بكشيد.
كلام عيسي براي بهشت، براي زمين
و براي تمامي موجودات آفرينش است به همين شكل ما بايد از كلامي برخوردار
باشيم كه پدر بتواند آن را بشنود، بگونهاي كه در مقام پدر سخن بگوييم.
امروزه انواع كلام بر روي زمين
وجود دارد. كلامي كه مثل كلام است و كلامي كه مثل كلام نيست. همانگونه كه
در ارتباط با كلام بهشتي قرار گرفتهايم، بايد از كلامي برخوردار باشيم كه
ما را با آفرينش يكي كند. در غير اينصورت از تسلط بر مخلوقات عاجز خواهيم
بود. اين آخرين كلامي است كه بشر بايد آن را كشف كند.
ميتوانيم بگوييم كه سقوط به
معناي از دست دادن كلامي است كه ميبايست از آن آگاه ميشديم. در نتيجه
ميبايست كلامي را كه از آن برخوردار شديم كشف كنيم. بشريت در تمامي طول
تاريخ در پي يافتن كلام بود. ما ميبايست به كلامي دست پيدا كنيم كه از
طريق آن بتوانيم به راه بشري مرتبط شده و همزمان با آن از راه بهشتي سخن
بگوييم. شما بايد بتوانيد چنين چيزي را در طي زندگي روزانة خود احساس و
تجربه كنيد.
پايان/ |